Generic selectors
Exact matches only
عنوان
محتوا
Post Type Selectors
post
sfwd-lessons
sfwd-courses

متن

بسم‌الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد قرائتی

عنوان: امر به خیر  

در دعوت به خیر و توصیه دیگران به امر به معروف دیگران را مد نظر قرار بدهیم. دیگران را دعوت به حضور در مسجد و کتابخانه و کمک به فقرا و کارهای خیر کنیم.

اگر این دعوت به خیر نباشد روز به روز خلاف و کارهای ناسپسند بیشتر می شود. گناهان کوچک تبدیل به گناهان بزرگ می شود. خلافکار و گناهکار بیشتر می شود. و این اگر اتفاق افتاد دیگر نمی توان تغییر داد.

به پدر می گوییم که دختر بدون حجاب به خیابان می آید پاسخ می دهد که هنوز به 9 سالگی نرسیده است. این دختر که 9 سال حجاب نداشته است به محض 9 سالگی حجاب را قبول می کند؟ اگر کسی تا اول تکلیف چیزی را رعایت نکرد از روز تکلیف شروع به نماز خواندن و اینها می کند؟!

یعنی ما باید آماده کنیم افراد را که در زمان تکلیف دچار مشکل نشویم.

یعضی ها این اعتقاد را دارند که دیگری گناه می کند و به ما ربطی ندارد. جامعه به هم وصل است. این ضرب المثل خیلی معروف است. اگر شما سوار کشتی بشوید و بخواهید صندلی خودتان را سوراخ کنید آب که وارد کشتی بشود همه با هم غرق می شوند. اجازه نمی دهند.

کسی که سیگار می کشد نمی تواند بگوید که من می کشم و به شما ربطی ندارد چون دود سیگار او به گلوی من هم می رود.

بنابراین دعوت به خیر باید باشد و قانع هم باشیم که حتی اگر یک نفر هم شد ،شد…

حضرت نوح (ع) 950 سال تبلیغ کرد. فقط تبلیغ کرد و شاید عمرش بیشتر بود اما چند نفر بیشتر ایمان نیاوردند. و هر دوازده سال یک نفر ایمان می آورد. و شاید هم کمتر و بیشتر! یک نفر هم اگر هدایت بشود ارزش دارد.

نوه ی امام خمینی ره می گوید: نوجوان بودم، به تکلیف رسیده بودم و ماه رمضان بود. اول غروب بود. به امام خمینی گفت که می خواهم نماز  جماعت بخوانم. امام فرمود: شما نوجوان هستید. ممکن است بخاطر روزه ای که گرفتید اذیت بشوید ابتدا افطار کنید.

گفت که می خواهم به جماعت بخوانم. امام فرمود: بخوان

بعد از اینکه نماز مغرب خوانده شد امام به او گفت: من می خواهم دعا بخوانم، در این فاصله برو و چیزی بخور

گفت: که من رفتم چیزی بخورم و سرگرم خوردن شدم و یادم رفت که امام داخل اتاق منتظر من است. یک ساعت و نیم طول کشید. و فکر کردم که امام نمازش را خوانده و رفته…

رفتم و دیدم که امام نشسته است و گفت که خیلی طول کشید. گفتم که یادم رفت… و امام گفتند که من یک ساعت و نیم است که نشسته ام تا نماز جماعت یک نفره بخوانیم…

گفتم که شما بخاطر یک نفر یک ساعت و نیم صبر کردید؟ گفتند بله اگر یک نفر به یک نفر دیگر اقتدا کند هر رکعتش می شود 150 رکعت… و همینطور زیاد میشود تا به ده نفر می رسد که دیگر کسی نمی تواند ثوابش را حساب کند.

یک نفر در اجلاس سران یک ضرب المثلی را گفتند که خیلی جالب بود در رابطه با ده نفره شدن نماز جماعت. گفت: مانند انگشتان دست. با یک انگشت می توانید در انتخابات شرکت کنید یا تلفن بزنید. اگر دو تا انگشت داشته باشید می توانید سطل ماست را بلند کنید. اگر سه تا داشته باشید سیب زمینی و پرتقال می توانید بلند کنید. اگر چهار تا داشته باشید سطل آّب هم می توانید بلند کنید. اگر پنج تا داشته باشید آمپول می زنید. همینطور می توانید رشد کنید. به ده تا که رسید کسی نمی تواند حساب کند. یعنی در تاریخ بشر نمی توانید کسی را بیارید که بگوید به یک شغل با یازده انگشت احتیاج داریم… یعنی به ده که رسید محدودیت ندارد.

اگر توانستییم یک نفر را هدایت کنیم خیلی ارزش دارد. و یک نفر یک نفر زیاد می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

به بالای صفحه بردن